برای دانشجویانم

کاربلاگ های درسی //سید محمود نجاتی حسینی

درسگفتار تاریخ تکوین علوم اجتماعی -دانشگاه تهران اردیبهشت 94

اصول جامعه شناسی هربرت اسپنسر (1903-1820)

(درس گفتار تاریخ تکوین علم اجتماعی/ دانشگاه تهران گروه ارتباطات اجتماعی :6 اردیبهشت 94)

(1) فلسفه ترکیبی (Synthetic Philosophy)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 8:40  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار تاریخ تکوین علوم اجتماعی -دانشگاه تهران فروردین 94

مراحل سه گانه‌ی اندیشه‌ی آگوست کُنت

 (1) دغدغه و مسئله‌ی کنت

a. مطالعه و کشف وحدت اجتماعی ذهنی بشری در جهان مدرن

b. مطالعه و کشف وحدت تاریخی فرهنگ بشری در جهان مدرن

c. تثبیت معرفتی وجود یک نوع جامعه‌ی بشری واحد جهانی مدرن

d. توجیه اجتماعی گذار تمامی جوامع موجود به سمت جامعه‌ی مدرن اروپایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 9:6  توسط نجاتی حسینی   | 

مصاحبه با شفقنا

www.shafaqna.com/persian/elected/item/107412/02-21-2015 (1-12-1393)

 (‌سیدمحمود نجاتی حسینی/مدیربخش جامعه شناسی دین:موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران)‌

1- در یک جامعه چه اتفاقی می افتد که از اخلاق فاصله می گیرد، دچار افول اخلاقی می شود و در نهایت تبدیل به جامعه ای می شود که خودش علیه خودش اقدام می کند؟

v      من خیلی با گرفتن این نوع نتایج محصل نشده موافق نیستم ؛ چون درنگاه  جامعه شناختی به اخلاق و با توجه به واقعیت اجتماعی اخلاق یعنی ماهیت عینی اخلاق اجتماعی هیچ جامعه ای را نمی توان سراغ گرفت که بی اخلاق باشد همان طور که نمی توان بدن بدون خون را تصور کرد! اما مساله جامعه شناختی اخلاق خصوصا از نوع دورکیمی آن (‌که منتسب به امیل دورکیم  جامعه شناس برجسته و شهیر فرانسوی و بانی جامعه شناسی اخلاق است)این است که چه گونه است که در یک جامعه آنومی اخلاقی حقوقی اتفاق می افتد. به تعبیر عمومی تر پرسش این است که چه عوامل اجتماعی فرهنگی ،‌اقتصادی سیاسی و نیزحقوقی موجب می شوند تا در یک جامعه خاص مثلا مانند ایران یا فرضا تمدن غرب تنظیم کننده های اخلاقی و حقوقی  مانند قانون وجدان خوب کار نمی کنند و لذا هنجارهای اجتماعی که قواعد هدایت کننده رفتارهای فردی اجتماعی اند  و نیز ارزش های فرهنگی که جهت دهنده به باورهاو رفتارهای اخلاقی اند تضعیف یا ناکارآمد و حتی بدکار آمد می شوند.با توجه به این توصیفات است که می توان از رخ دادن افول اخلاقی  یا کم رنگ شدن اخلاقیات در جامعه سخن به میان اورد .واقعیت تلخ و تراژدیکی است این انومی اخلاقی ،‌اما باید قبول کرد که همیشه و همه وقت و همه جا این خطر فرهنگی و مخاطره اجتماعی هست که ساختارها و نهادها و کنش گران نتوانند توقعات ارزشی هنجاری مطلوب و ایدئال و ضروی یک جامعه را به خوبی براورده کنند.  

2- گاهی منافع و زندگی اجتماعی افراد شرایطی را برای انسان به وجود می آورد که منافی با اخلاق دینی است. دین کجا می تواند به عنوان بازدارنده باشد، آیا دین بازدارنده درونی خوبی برای انسان است؟ انسان چگونه می تواند در کنار حفظ مطلوبیت های اجتماعی خود، زیستی اخلاقی داشته باشد؟

v    به نظر بنده قوت و اثر نسبت دین- اخلاق بیش تر از نسبت دین حقوق است ؛‌ درادیان ابراهیمی به صورت عام و در اسلام به صورت  خاص و در تشیع معظم به طور اخص ،‌شما می توانید این امر را ملاحظه نمایید .اما نکته مهم این است که علیرغم تاکیدات اخلاقی شرع مبین اسلام مبنی بر فریضه و واجب بودن رعایت اخلاق فردی و اجتماعی ؛‌ اما به لحاظ این که اخلاق در یک زمینه اجتماعی به برگ و بار می نشیند و رفتارهای فردی و اجتماعی ما آدمیان اجتماعی محصول شرایط فرهنگی اجتماعی است که درآن می زییم لذا به هنگام رعایت اخلاق فردی و اخلاقیات اجتماعی این منافع و علایق و سلایق مادی و عینی ما است که تعیین می کند آیا رعایت این نوع اخلاق خاص (‌مثلا صداقت ،‌وفای به عهد ،‌ ادای امانت ،‌ صمیمیت و  خلوص در دوستی و امثالهم )‌ به نفع ما است و  یا به ضرر ما است.به عبارتی می خواهم عرض کنم که متاسفانه در رعایت اخلاق گاها تحلیل اصل هزینه فایده به قول اقتصادیون غالب قالب  است و نه اوامر ونواهی شرعی اخلاقی .این در حالی است که دین و باورهای اعتقادی دینی مذهبی درست و سازنده (‌و نه نادرست و مخرب )‌ می توانند بالقوه مایه تقویت حیات اخلاقی  فرد و جامعه باشند؛‌اما در عمل غلبه قواعد قوانین زندگی فرهنگی اجتماعی بر باورهای دینی اخلاقی فرد می توانند مسیر رفتارهای اخلاقی فردی و اجتماعی را تغییر دهند.حال سوال این است که با وجود اهمیت دین اخلاق(‌که به کار درونی سازی اخلاق و تزکیه و تهذیب نفس دین داران می آید)‌ و نیز واقعیت دین قانون(‌که به کار برونی سازی رعایت حقوق دیگران می خورد) چگونه می توان اخلاق دینی و حقوق دینی را با مقتضیات زندگی اجتماعی وفق داد؟ به نظر بنده مسیر درست برای متوازی سازی زندگی اجتماعی فرهنگی با مقتضیات اخلاقی ،‌آن هم در یک جامعه دینی از نوع جامعه ما ،‌ تقویت دو نسبت بسیار مهم دین اخلاق  و دین حقوق است و آن نیز میسر نیست مگر این که ما بتوانیم از دین داری موجود که سنتا تاب و توان اخلاق حقوق پذیری را ندارد  فراتر رویم . به نظر من تقویت نوعی دین داری اخلاقی-حقوقی می تواند مثمر ثمر باشد.منظور دین داری است که همراه با رعایت اخلاق فردی و اجتماعی و نیز مراعات کردن حقوق دیگران است.ما متاسفانه کاستی های زیادی در این دو حوزه اجتماعی فرهنگی داریم .ما دین دارانی داریم که پای بندی شان به اخلاق نزدیک صفر است ! و دین دارانی داریم که در رعایت نکردن حق الناس شهره آفاق اند!.پر واضح است دراجتماع دین دارانی که چنین بی مهابا اخلاق ستیزی و قانون ستیزی را شایع می کنند باید هم منتظر رواج فرهنگ بی اخلاقی و فرهنگ بی قانونی نیز بود .

3- بسیاری از کارشناسان معتقدند در یک جامعه مذهبی مانند ایران بد اخلاقی رواج یافته و  این بداخلاقی به مرور می تواند نهایتأ جامعه را دچار پوسیدگی فرهنگی کند.آموزه های دینی تا چه حد می تواننداخلاق فردی را در چارچوب ارزش ها و هنجارهای دینی تعریف کنند؟

v     همان طورکه دربالا نیزگفته شد نسبت دین - اخلاق بالقوه تاثیر به سزایی در تنظیم روابط اخلاقی حقوقی عادلانه و منصفانه میان اعضای جامعه دارد. اما مساله این است که چگونه می توان این پتانسیل دینی بالقوه را عینا و درعمل اکتیو و بالفعل نمود.می دانیم که یکی از توانش های اخلاقی آموزه های دینی اسلامی و شیعی ترغیب دین داران  و مومنان به تلاش درجهت تقویت تخلیه اخلاقی (‌پاک سازی نفس و روان و ذهن و قلب از ناپاکی ها و امور نادرست )‌و تحلیه اخلاقی (پرساختن نفس و روان و ذهن و قلب از پاکی ها و امور درست )‌است .جالب است بدانیدکه در دانش اخلاق اسلامی کلاسیک ما (‌که متاسفانه هنوز از منظر جامعه شناسی اخلاق تحلیل و تبیین نشده است)‌ برای چنین راهبردی ،‌ یک استراتژی اخلاقی فرهنگی روزمره وضع شده است که شامل یک فرایند چند مرحله ای است :‌مشارطه(‌شرط گذاشتن برای انجام دادن امور اخلاقی درست وانجام ندادن امور نادرست وضد اخلاقی)مراقبه(مواظبت مستمر ازاین شرط اخلاقی درطول روز)محاسبه (‌رصد کردن کمی کیفی نحوه و میزان و علل و دلایل انجام امور اخلاقی یا اعمال غیر اخلاقی حاصل شده در طول روز )‌،مجاهده(‌تلاش جدی و حقیقی برای عمل کردن به دستورات اخلاقی شرع مبین درطول روز)‌و معاتبه (‌سرزنش نمودن خود از بابت کم وکیف عمل کردن به امورغیراخلاقی یاکم تراخلاقی ومانند آن)‌.اما بحث جامعه شناختی درست و صائب در این زمینه این است که چنین آموزه های اخلاقی دینی درست و سازنده ای  با این شدت وحدتی که دارد و در تکلیف علمای اخلاق و خواص می گنجد! ونه عموم مردم متعارف که با گرفتاری های زندگی روزمره پراز تورم وترافیک وتهیدستی و تردستی دولتیان و بازاریان سروکار دارند؛‌چگونه قابل تطبیق با مقتضیات اجتماعی فرهنگی روزمره است؟و اتفاقا مساله مهم نیز این است که چگونه باید چنین راهبردهای دینی اخلاقی اجتماعی فرهنگی نشده را عمومی و شایع نمود .به نظر بنده (‌با توجه به تجربیات کاری و نیز مطالعات تخصصی که داشته ام )‌ این طور می رسد که آموزش شهروندی اخلاقی و آموزش اخلاق حقوق شهروندی می تواند از مهم ترین رویه های درونی سازی و نهادسازی اخلاق و حقوق دینی درجامعه باشد. در این حوزه البته مهمترین و مورد نیازترین و بنیادی ترین راهبرد تقویت معادله متوازن حق وظیفه و ترویج فرهنگ حق الناس است .       

4- چرا ایران به عنوان یک کشور اسلامی دراستفاده از آموزه های دینی دراخلاق خود به موفقیتی مطلوب نرسیده است؟

v    از منظر جامعه شناختی البته این یک مفروض است و نه یک یافته متقن و لذا به این صراحت نمی توان از موفقیت / عدم موفقیت کشورهای اسلامی صحبت به میان آورد ؛‌بیش تر به این خاطر که داده های تجربی موجود در این زمینه هنوز به حجم انبوه مورد نتیجه گیری این چنینی نرسیده است.اما در عین حال از این واقعیت تلخ و قابل تامل نیز نمی توان غفلت نمود که  جوامع جهان اسلام در مقایسه با جهان مسیحی رقیب در غرب آن گونه که شایسته و زیبنده دین داری اسلامی است توفیق درخور توجهی از حیث درونی سازی اخلاقی و نهادسازی حقوقی نداشته اند. این می تواند به همان علل و دلایل اجتماعی فرهنگی ،‌اقتصادی ‌سیاسی بر گردد که در پاسخ به سوال اول شما عرض شد.مثلا سلطانیزم دیکتاتور مآبانه اهل سنت و خلافت گرایی عربی ،‌ دین داری سنتی قبیله ای به سبک جاهلیت پیشا اسلامی ،‌افراط گرایی دینی ،‌ ناقص بودن مدرنیته پیاده شده و پیروی شده ،‌ طولانی شدن برزخ گذار از سنت به مدرنیته ،‌شتابانی تحولات فرهنگی ،‌ تاخر فرهنگی نسبت به تکنولوژی های وارداتی و مانند آن را می‌ توان از جمله عواملی دانست که بر تضییع اخلاق اجتماعی و نفی حقوق مردم تاثیرگذار بوده است . به هر حال متهم شدن کشورهای اسلامی  از جمله ایران به عدم رعایت حقوق بشر هم از سوی افکار عمومی و هم مجامع بین المللی زیبنده نظام اخلاقی حقوقی اسلام نیست.

5- بسیاری از کارشناسان آینده خوبی را برای اخلاق جامعه ایران ترسیم نمی کنند و از سقوط اخلاقی سخن می گویند، نسلی که پایبندی چندانی به اخلاق نخواهند داشت، دلیل این امر چیست و چگونه می تواند از این اتفاق پیشگری کرد؟

v    از منظر جامعه شناختی ما با آینده های اجتماعی باز و نه یک آینده بسته مواجه هستیم .لذا صحبت از وقوع فقط یک نوع آینده (‌خواه خوب/ خواه ناخوب)‌منطقی و علمی و موجه و مقبول نیست.اما بحث از این که درهمین آینده های اجتماعی باز وضع اخلاقی جامعه ما به چه صورتی خواهد بود معقول و موجه است.دراین زمینه هر چند بنده دست کم داده های تجربی سراغ ندارم(‌چون به قول فیلسوفان علوم اجتماعی پیش بینی آینده،مستلزم داشتن تبیین زمان حال است) با این وصف تجربه زیسته و نیز شم تحسس بنده این اجازه را می دهد تا با احتیاط لازم عرض نمایم که تفاوت های بینا نسلی میان نسل های والدینی فرزندی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و حتی نسل های سه دهه 60 و 70  و 80  هجری شمسی که به ترتیب اکنون دوران جوانی و نوجوانی را طی می کنند از حیث نگاه به اخلاقیات  دینی و عرفی متفاوت است و بعضا متضاد.مثلا درمورد روابط عرفی دختر و پسر (‌که اخلاقیات دینی آن را روابط محرم /نامحرم می نامد)‌ جوانان و نسل نو به نوعی اخلاق لیبرالی و آزاد از قید و بند های مذهبی مبتلایند ولی پدران  و مادران آن ها به نوعی تابع اخلاقیات مقید به دین  اند. یا درباره دین داری ،‌ سنتی ها  و نسل قدیم نوعی اخلاق دین داری دارند که عمدتا ظاهر مابانه و متاسفانه تشریفاتی است  اما ممکن است اخلاقیات نسل جدید خیلی مناسک مدار نباشد و بیش تر باطنی به اخلاق دین داری نگاه نماید .علی ای حال این امکان هست که در آینده های پیش روی این ها تحولات شگرفی در نظام ارزشی اخلاقی جامعه ما ایجاد کنند .این البته بسته به تحولات درون نسلی و بینانسلی و نیز نوع موضوع گیری حکومت و دین داری دولتی و اخلاقیات حکومتی دارد. اما یک چیز کاملا واضح است و آن این است که علاوه بر برداشت های مدرن تر از دین داری اسلامی و شیعی که موجب تحول دراخلاقیات اجتماعی اسلامی مدرن خواهندشد،‌ قرائت های نوتر از دین داری های ساختگی نیز مانند معنویت های نوظهور شرقی عرفانی هندی هم می توانند اخلاقیات عرفی و غیر مذهبی خاص خود را برای نسل های جدید و خصوصا نوجوانان ایجاد نمایند.در این صورت و با فرض چنین رخ دادهایی احتمالا نزاع فرهنگی میان انواع اخلاقیات دینی و غیر دینی ؛‌ سنتی تر و نیمه سنتی ؛ سنتی و مدرن بیش تر خواهد بود. نتیجه چنین نزاع فرهنگی می تواند منجر به چند قطبی تر شدن فرهنگی جامعه شود که یقینا رخ داد مطلوبی نخواهد بود و ممکن است چالش اخلاقی و حتی بحران اخلاقی را شکل دهد.   

6- گروه های افراطی همچون داعش خود را منادی اسلام و دین می دانند، با توجه به رویکرد رفتاری آنان، کدام یک از تعاریف اخلاق دینی را برای خود ملاک قرار داده اند؟

v     اسلام نمایی گرایی (‌عنوانی که بنده برای هویت تشکل های سازمان یافته مسلح و غیر مدنی و غیر دینی و ضد انسانی اخیر از جمله داعش ؛‌بوکو حرام؛الشباب ؛وهابیت ؛‌القاعده؛‌طالبانیزم و امثالهم حتی اصول گرایی ناپخته قشری و افراطی و سلفی گری به ظاهر فرهنگی قائلم) متاسفانه به یمن عده و عده و قدرت پول و سلاح و تصرفات سرزمینی و نیز به خاطر ریاکاری های مذهبی نظام های سیاسی عربی اهل سنت و تا اندازه ای غفلت ژئوپولتیک شیعی از نتایج پیش بینی نشده ناشی از تشیع گرایی فرا سرزمینی در سرزمین های عربی سنی نشین و نیز کمک های فرهنگی نظامی غربی های اسلام ستیز؛ توانسته است  نوعی رویه ضد اخلاق را ‌با متاسفانه رنگ و لعاب دینی باب نماید.از جمله این ضد اخلاق می توان به رواج برده فروشی ،‌اسارت گرفتن و تجاوز به زنان،‌مثله نمودن بدن ها ،‌تخریب فضاهای مقدس،‌تخریب یادمان های تمدنی،اعدام های دسته جمعی،‌نسل کشی و قوم کشی و سایر فجایع هیتلری نو اشاره نمود که وهن دین و بشریت و تمدن گرایی است.نتایج راهبرد ضد اخلاق این اسلام نمایی گرایی ها چیزی جز تخریب معنویت و اخلاق نخواهد بود. در مجموع اینان نه تنها برای اسلام گرایی هیچ نفعی ندارند که بیش ترین ضرر را نیز برای ترویج اخلاق معنویتی انسان گرای اسلامی نیز دارند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:8  توسط نجاتی حسینی   | 

درس گفتار

دانشگاه تهران- دانشکده علوم اجتماعی

{درسگفتارتاریخ تفکراجتماعی دراسلام}

مروری بر مبانی (فلسفه )غربی  و(معارف ) اسلامیa

27 آبان ماه 1393

nejati.hosseini@gmail.com

بخش اول

الف) تکوین و تحول در تفکر اجتماعی: از فلسفه اجتماعی تا دانش اجتماعی

1-       با توجه به شواهد باستان شناسی دانش توجه فزاینده به زندگی اجتماعی در بطن روابط خویشاوندی و سیاست ورزی منجر به شکل گیری تفکراجتماعی  در دوره تمدنی باستانی می گردد.در این دوره عقاید کلی وتا اندازه ای مبهم در زمینه روابط انسان با محیط خانواده،خویشاوندان وحاکمیت محور آن چیزی است که می توان ازان به عنوان تفکر اجتماعی  social thoughtنام برد.

2-       با توجه به همین شواهد می توان گفت که تفکر اجتماعی موصوف به مرور بر تعامل اجتماعی ادمیان با محیط زندگی خود و نیز مسئولیت های اجتماعی انسان ها تاکید می کند.از این لحاظ  تفکر اجتماعی  تحول یافته به صورت قضاوت های تعیم یافته  در باره طیف وسیعی از پدیده های اجتماعی حاکم بر زندگی  خود را نشان می دهد مانند قضاوت در زمینه  اموری نظیر:جرم، جنایت، مجازات، تعاون، جنگ ، صلح، خانواده، داد وستد.ازآن جا که این  نوع تفکر بیش تر متضمن  امر و نهی ، درست و نادرست دانستن ، و به طور کلی ارزش گذاری امور زندگی و توجه دادن آدمیان به اهداف اخلاقی و زندگی مطلوب است،لذا می توان این بخش از تفکر اجتماعی را فلسفه اجتماعی social philosophy  نامید.جوهره این فلسفه ورزی اجتماعی تشویق و ترغیب ،توصیف وضعیت های مطلوب تجربه انسانی ،ساختن باید نبایدهایی هماهنگ  برای عمل اجتماعی  و فعالیت های جمعی است .به طورخلاصه " ارزش گذاری به جای مشاهده و توصیف عینی و نیز داوری و قضاوت به جای دانش پردازی " رکن اصلی فلسفه اجتماعی است.

3-       به موازات تحولات معرفتی نظیر شکاکیت و نیز امکان مقایسه زندگی های جمعی با یکدیگر نطفه تردید و ظن در درستی  یا نادرستی دانسته ها ی پیشین شکل می گیرد که مهم ترین  نتیجه آن  را می توان کمک گرفتن از بینش عینی مبتنی بر مشاهده برای فهم  انواع زندگی  اجتماعی  دانست.در این زمینه بینش های تاریخی جغرافیایی  به کمک بینش اجتماعی آمده  و اولین جرقه های تحول از فلسفه اجتماعی به سمت پیدایی نوعی دانش اجتماعی  مقدماتی فراهم می شود. دانش اجتماعی social knowledge  مزبور ( که می توان ان را پیش زمینه نوعی نظریه پردازی اجتماعی  اولیه early social theorizing دانست) خود را به صورت نوعی بینش اجتماعی عینی - توصیفی  - تحلیلی دقیق تر نمودار می سازد و لذا به جای  توجیه امور اجتماعی  "ان گونه که باید باشند" از رویه  توصیف امور اجتماعی " ان گونه که هستند" استفاده می کند.به این معنا اهداف دانش اجتماعی موصوف (متفاوت از  فلسفه اجتماعی که دستورالعملی  و "ایین راهنمایی اجتماعی " است)  عمدتا "رویه ای و بینش و نگرش علمی به زندگی اجتماعی" محسوب می شود.در این جا ما شاهدیم که "روابط  اجتماعی"  و "شکل های زندگی  اجتماعی" در نهادهای اجتماعی  اولیه ( : دین، خانواده، سیاست، اقتصاد ، آموزش ) مهم ترین محور مباحثات د ردانش اجتماعی است.

4-       برخی از مورخان اندیشه اجتماعی  معتقدند که مهم ترین عناصر تعیین کننده در تحولات  تفکر اجتماعی ( که منجر به شکل گیری فلسفه اجتماعی ، دانش اجتماعی و نهایتا نظریه اجتماعی به معنای مدرن آن شده است )عمدتا به  تغییر درالگوی های جهان بینی فرهنگی ، ایدئولوژی عقیدتی، نظام های ارزشی تمدن ها و جوامع بشری سابق و لاحق برمی گردد.منظور تحول دربینش و نگرش و منش نسبت به "انسان- خدا- جهان- طبیعت- جامعه " است که منجر به تفاوت در انواع تفکراجتماعی  می شود ، مانند تفاوت و حتی تضاد  میان  تفکر اجتماعی : غربی / شرقی؛ عرفی /شرعی ؛ معرفتی / عقیدتی ؛ سنتی / مدرن ؛ مدرن / پست مدرن . از این لحاظ است که می توان تفاوت را به صورت مقایسه ای میان بینش اجتماعی هندی،چینی،ایرانی، عربی،غربی کاوید.  

5-       برای فهم دقیق تر و روشمندتر تفکرات اجتماعی  و نیز فلسفه اجتماعی و دانش اجتماعی موصوف  ، بهترین رویه این است که  عناصر هندسه معرفتی این تفکر را بتوان از هم باز شناخت. منظور شناخت این وجوه  معرفتی است:

- انسان شناسی ( تصور نسبت به ماهیت انسان )

-هستی شناسی( تصور راجع به نسبت انسان با خداوند، طبیعت و جهان )  

-اجتماع شناسی (تصور نسبت به رابطه انسان با دیگری )

ب) نمونه هایی از تفکر اجتماعی  کلاسیک غربی



a ) مباحث با استفاده از این منبع تنظیم ، مرتب  و ویرایش شده است :

رحمت ا... صدیق سروستانی، محمود رجبی،سید محمد سلیمان پناه واکبر میرسپاه (1389/1373 ) درآمدی به جامعه شناسی اسلامی 1 : تاریخچه جامعه شناسی ، ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تهران ، سمت ،فصول 1 و2 ،صص 42-137 .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۳ساعت 10:43  توسط نجاتی حسینی   | 

میعاد با حسین بن علی

حسین وارث آدم

 دکتر علی شریعتی

 و حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به‌ سود كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع مي‌مردند، شهادت بدهد. اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستي‌اش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهي‌اش را انجام داده است

«آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند، و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي‌اند»

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:50  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار

دانشگاه تهران - دانشکده علوم اجتماعی

درس :  تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام

جلسه ششم آبان ماه 93

nejati.hosseini@gmail.com

برخی دیگر ازملاحظات نظری- روشی  و تاریخی – تمدنی

***

آ)‌ کم رمقی امراجتماعی

{درزیست جهان مسلمین }

ب)‌ سیطره امرسیاسی - حقوقی بر امراجتماعی  در هر دو وجه نظری و تجربی آن

{درزیست جهان مسلمین}

ج)‌ کم فروغی پرداختن به زیست جهان مسلمین

{از سوی اندیشه ورزان مسلمان و غربی }

د)‌ گستره چند فرهنگی  دراندیشه ورزی اجتماعی مسلمین

{عثمانی،عربی،فارسی،هندوپاکستانی}

ه)‌ گستره چند عقیدتی  دراندیشه ورزی اجتماعی مسلمین

{سنی/شیعی وفرقه های منشعب تبعی}

و)‌ گستره چند عصری دراندیشه ورزی اجتماعی مسلمین

{عصرسنت/عصرمدرنیته /عصرپست مدرنیته }

ز)  گستره چند متنی دراندیشه ورزی اجتماعی مسلمین

{متون فقهی، فلسفی،ادبی،علمی،تاریخی،جغرافیایی}

***

سنتز بحث

نسبت محتوای معرفتی تاریخ تفکراجتماعی در اسلام  با سه گانه :

فلسفه اجتماعی / دانش اجتماعی/  نظریه اجتماعی

***

+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان ۱۳۹۳ساعت 8:31  توسط نجاتی حسینی   | 

نقشه درس

* توضیح  ضروری

با توجه به  درخواست اضطراری دانش جویان محترم گروه  جامعه شناسی (‌مقطع کارشناسی )‌

مبنی بر گذراندن درس تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام با این جانب 

به این وسیله  تاریخ مورد توافق کلاس روز های سه شنبه ساعت 16-18 خواهد بود .

ضمنا نقشه درس نیز به شرح زیر است.

با تشکر از حسن نظر دانش جویان محترم

س.م.نجاتی حسینی

26-7-932


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۳ساعت 11:41  توسط نجاتی حسینی   | 

سوالات ازمون تاریخ تکوین علوم اجتماعی

*تعداد  دانشجویان  36  ** تاریخ امتحان : 19- 3- 93/ ساعت  5/10

امتحان پایان ترم نيمسال دوم   سال تحصيلي 93-92

دانشگاه تهران دانشکده علوم اجتماعی

درس : تاریخ تکوین علم اجتماعی

مدرس : سید محمود نجاتی حسینی

تعدادواحد : 3

رشته تحصيلي :  ارتباطات  اجتماعی

مشخصه درس :61-175-01-31

مدت زمان امتحان : 120 دقيقه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۳ساعت 0:53  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار

 

درسگفتار علم سیاست – دانشگاه تهران : 5 خرداد  93

*اندیشه سیاسی در اسلام : معیارهای  شناختی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۳ساعت 9:53  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار

 

درسگفتار  علم سیاست  - دانشگاه تهران  : 29 اردیبهشت 93

(الف )  امر سیاسی رادیکال : به تعبیر ژاک رانسیر و آلن بادیو (و احتمالا سایر نو آلتوسری ها)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 11:12  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار

 

درسگفتار تاریخ تکوین علوم اجتماعی -  دانشگاه تهران/  21 اردیبهشت 93 – دانشکده علوم اجتماعی

*در باره  منطق  اجتماعی مارکس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 11:5  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار

درسگفتار تاریخ تکوین علم اجتماعی

 7 اردیبهشت93  - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

*علم مهندسی اجتماعی اگوست کنت II

A ) نظریه جامعه صنعتی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 21:15  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار

درسگفتارهای علم سیاست / دانشگاه تهران

دانشکده علوم اجتماعی - 25فروردین 93

*حاکمیت ، نظم ، قانون ، عدالت 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۳ساعت 10:50  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار

درسگفتارهای علم سیاست  [دانشگاه تهران: فروردین1393 ]

* امر سیاسی و امر حکومتی :بازخوانی برخی تعابیر کلیدی

**الف) وجوه امر سیاسی the political


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۳ساعت 10:47  توسط نجاتی حسینی   | 

درسگفتار

درسگفتار تاریخ تکوین علوم اجتماعی

( دانشگاه تهران - فروردین 93)

*ریشه های روشن گری علم اجتماعی

1.افزوده های فیلوزوف های روشن گری  به علوم انسانی مدرن

[عقل گرایی(راسیونالیزم)+تجربه گرایی(آمپیریزم)+علم گرایی (سیانتیزم)+ عام گرایی (اونیورسالیزم)+ فرد گرایی (اندیوایدوالیزم)+ آزادی گرایی (لیبرالیزم)+ عرفی گرایی (سکولاریزم)+نسبی گرایی(رلایتیویزم)+ پیشرفت گرایی(پروگرسیزم)+رواداری  و مداراگرایی (تولرانسیزم)+کثرت گرایی (پلورالیزم) ]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۳ساعت 10:41  توسط نجاتی حسینی   | 

کلاس مستمع ازاد

اطلاعیه

به همت  و دعوت

انجمن علمی دانشجویی ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران - دانشکده علوم اجتماعی

کلاس مستمع ازاد

تکوین علوم اجتماعی

روزهای دوشنبه از ساعت 13 تا 14 در کلاس 305

برگزار می شود  

مدرس :

سید محمود نجاتی حسینی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند ۱۳۹۲ساعت 12:41  توسط نجاتی حسینی   | 

انالیز نمرات فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران



انالیز نمرات ازمون فلسفه علوم اجتماعی

دانشگاه تهران

کارشناسی ارتباطات اجتماعی

ترم مهر 92

N=34

درصد

فراوانی

نمره

6

2

18

20/5

7

17

23

8

16

20/5

7

15

18

6

14

3

1

13

6

2

12

3

1

10

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 11:13  توسط نجاتی حسینی   | 

انالیز نمرات فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه ازاد


انالیز اماری نمره ازمون فلسفه علوم اجتماعی

ارشد جامعه شناسی و پژوهش اجتماعی

دانشگاه ازاد- ترم مهر92

n=29))

نمره

فراوانی دانشجویان

درصد

18

1

3

17

3

10

13

3

10

16

4

14

15

5

17

14

6

21

12

7

24

*نمرات  نیزهفته آینده وارد سایت خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:29  توسط نجاتی حسینی   | 

در باره تدریس فلسفه علوم اجتماعی - متن مصاحبه

نوشتار زیر  متن مصاحبه این جانب با ماهنامه "سوره اندیشه" ( حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی )  است که با عنوان :

فراتر از علوم اجتماعی، تاریخ و فلسفه : در باره تدریس فلسفه علوم اجتماعی 

در بخش علوم انسانی - ضمیمه اسفار این ماهنامه ( شماره 68-69 / اردی بهشت و خرداد 1392 صص 36 و 37 ) امده است .

***


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ساعت 17:44  توسط نجاتی حسینی   | 

علم و دین - متن مصاحبه

* مطلب زیر در نشریه انجمن علمی ارتباطات دانشگاه تهران

(سال سوم/ شماره 31 / یکشنبه 1 دی 1392 / ویژه نامه اربعین حسینی  / صص 23 و 24 )

منتشر شده است .

***

متن گفتگوی درخواستی مجله انجمن علمی دانشجویی ارتباطات دانشگاه تهران – دانشکده علوم اجتماعی

ویژه نامه "علم ، دین و رسانه" آذر 92

سید محمود نجاتی حسینی

[مدیر بخش جامعه شناسی دین – موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران]

*** 

سوال 1 : نسبت علم و دین  در جامعه مدرن

در این زمینه  دست کم می توان از 3 منظر تخصصی قابل مناقشه یاد کرد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ساعت 19:42  توسط نجاتی حسینی   | 

مطالب قدیمی‌تر