(دانشگاه تهران- دانشکده علوم اجتماعی : گروه ارتباطات اجتماعی)
اشاره
پس از مرور مباحث مربوط به جامعه شناسی سیاسی(با لحاظ
فصول متن معرفی شده به کلاس: جامعه شناسی سیاسی مایکل راش ) و تحلیل مقایسه
ای برخی از مندرجات کلیدی مطرح در نظریه های سیاسی (از جمله : تعاریف موجود
از امر سیاسی و سیاست ؛ مساله قدرت – اقتدار - مشروعیت < تحمیل – تحمل- توجیه > ؛ فرهنگ سیاسی ؛ افکار عمومی ؛ ایدئولوژی
؛ انقلاب ؛اجتماعی شدن سیاسی ؛ مشارکت سیاسی؛ گزینش سیاسی) توضیحاتی نیز در خصوص تمایز
مهم میان این نظریه ها با فلسفه سیاسی ( که پژوهش فلسفی در باره ماهیت ایدئال، اخلاقی و حقیقی سیاست، انسان
سیاسی مطلوب ، جامعه سیاسی خوب و مانند آن است) ارائه شد. در این باره این نکته
مهم نیز بارها در کلاس تذکر داده شد که در حال حاضر ما شاهد تلفیقی از نظریه
سیاسی – فلسفه سیاسی به صورت جامعه شناسی های سیاسی تحلیلی – هنجاری هستیم ( به عنوان نمونه متن جامعه شناسی سیاسی کیت نش معرفی شد). ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 17:23  توسط نجاتی حسینی
|
این نوشتار حاوی برخی مباحثی است که در ترم
اول 88-89 برای دانشجویان کارشناسی ارشد علوم سیاسی(دانشگاه ازاد اشتیان)برمبنای
کتاب 2 جلدی راهنمای جامعه شناسی سیاسی(الن اسکات و کیت نش 1388 ،پژوهشکده مطالعات
راهبردی)وجامعه شناسی سیاسی معاصر(کیت نش 1380 ،انتشارات کویر)ارائه شده است.برای
استفاده بهتر دانشجویان از این سه منبع مهم تنها مضامین کلیدی که راهنمایی اصلی برای
فهم جامعه شناسی سیاسی معاصر هستند مورد اشاره قرار گرفته است.
21. هم بستگی عدالت وآزادی
(ساماندهی عادلانه ساختارهای اجتماعی در خدمت آزادی بیشتر است // ساختارهای
ناعادلانه و جوامع دستخوش بی عدالتی دچار نا آزادیبیشتری اند)
22. تقدم آزادی بر خیرهای بنیانی ( خیرهای
بنیانی : ابزارهای ضروریهمگانی برای
پیشبرد پروژه های شخصی اند // خیرهای
بنیانی همگانی عبارتند از: عزت نفس + مناعت طبع + صیانت نفس // آزادی شرط اساسی و
ضروری تحقق خیرهای بنیانی همگانی است // آزادی در این معنا مشتمل است بر : آزادی
در اندیشه +آزادی در انتخاب مسیر+ آزادی در گزینش ابزارها + آزادی در تقبل پیامدها
و مسئولیت پذیری +آزادی در فرصت ها + آزادی در ورود به حوزههای مشارکت همگانی )
23. مقید بودن آزادی به عدالت
(بدون عدالت ، آزادی برای تحقق خیرهای بنیانی
وجود نخواهد داشت )
24. تسری آزادی – عدالت به برابری
(ازادی و عدالت به معنای موصوف به برابری منصفانه می انجامد: در روند عدالت گرایی
و آزادی گرایی ساختاری و نهادی سوژه ها به صورتی برابر و یکسان مورد توجه قرار می
گیرند)
3. برابری
31.ماهیتتحلیلی - هنجاری – تجویزی نظریه های
برابری ( توجیهنابرابری / توزیع برابری /
برابرگرایی در فرصت ها و منابع / برابرگرایی در مزایا ونتایج )
32.لیبرال های منتقد برابرگرایی
(اصالت بازار ها و بازار گرایی + لزوم دولت کمینه )//33.لیبرتاریانیزم نوزیکی
(توجیه نابرابری : به عنوان حق اخلاقی برابری + حق قانونی مالکیت های خصوصی )
34.کنسرواتیزم سنتی (توجیه
نابرابری : نهادهای سنتی مانند کلیسا ، خانواده و مالکیت خصوصی به همراه دولت
تسهیل گر ضامن شایستگی سنتی دارندگان / ناشایاستگی نادارندگان اند)//35.لیبرال های
متاخر راولزی – دورکینی (توجیه
برابری : ناعادلانه بودن نهاد مالکیت خصوصی + ضرورتبرابری فرصت ها +نقد نابرابری ناشی از انتخاب
شخصی و پیامدهای نا مناسب ناشی از آن +
نقد شانس و اتفاق در زندگی+ ضرورت برابر
گرایی بیشینه برای کمینه ها )
36.فمنیزم برابرگرا ( توجیه برابرگرایی جنسیتی : نقد
نابرابری درون خانگی به نفع مردان وضرر زنان +بیشینه کردننفع زنان )//37.سوسیالیزم بازار (برابر گرایی
دموکراتیک : در حوزه کار برای کارگران + مالکیت گرایی غیر دولتی کارخانه ها +سهام
داری مالکیت کارگری )
38.مارکسیزم برابر خواه (توجیه برابر گرایی : برابری
دستمزد ها و درآمدها )//39.پست مدرنیزم مردد مشکک متمرکز بر برابرگرایی هویتی
فرهنگی ( زیر سوال بردن تمامی نظریه های برابرگرا و نابرابرگرا // تشکیک و تردید
در اصالت وصداقت برابرگرایی های هنجاری //تمرکز بر عدالت گرایی هویتی فرهنگی تمامی
سوژه ها )
**4.مدارا
41.فضای مفهومی مدارا( اصل تحمل کردن دیگری و تحمیل نکردن
بر دیگری // مدارای غیر قابل مدارا: پذیرش امر نادرست // پارادوکس های مدارا : در
افتادن در ورطه آنارشی های اجتماعی فرهنگی + سیاسی حقوقی + اخلاقی مذهبی // مقید
بودن مدارا به زمینه های جامعه شناختی آن // نسبت مدارا با پلورالیزم سیاسی فرهنگی
)
42.کارکردهای مداراگرایی (آشکارسازی حقیقت های متکثر از طریق
استدلال های متنوع و چند صدایی + جلوگیری از پیشروی دولت ها به حریم های فردی +اصالت
دادن به رشد و توسعه اخلاقی عقلانی افراد به
واسطه مداراگرایی + کاستن از استبدادگرایی عرفی سنتی اکثریت به ضرر اقلیت دگر اندیش )
43.حدود مدارا گرایی(مدار ارزشهای فرهنگی اجتماعی متعارف جامعه
+در حوزه رفتارهای غیر آسیب رسان به جامعه) //خط قرمز مداراگرایی (نا مدارا با مدارا
ستیزان).
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:25  توسط نجاتی حسینی
|
112.عدالت های توزیعی(ناظر به توزیع هنجاری کالاهای عمومی
) + ماهیتی (ناظر به محتوای درست یا نادرست قواعد اجرای عدالت ) + آیینی (ناظر به
قواعد درست تصمیم گیری در باره اجرای هنجاری )
113.عدالت اجتماعی (در باره قاعده مندی منصفانهواخلاقا قابل دفاع ساختارهای اجتماعی )//114. فلسفه
عدالت(هنجارسازی برای: نظم سازی موجه + قانون مندی منصفانه + مشروعیت بخشی وفاقی
جامعه )
12.عدالت اجتماعی
121.منتقدان راست گرا(حرفی است دو پهلو برای دخالت بیشتر
دولت در بازار و جامعه // 122.معتقدان چپ گرا(نوعی از بازسازی نظم اجتماعی هماهنگ
با اصول اخلاقی)
123.فلسفه عدالت اجتماعی (بازتوزیع اخلاقا قابل دفاع منافع
–
مزایا-
منابع اجتماعی که حاصل از مشارکت همه مردم در جامعه با هدف تامین رفاه برابر
همگانی است)
124.قواعد هنجاری مقبول عدالت اجتماعی(اصل قابل دفاع : چه افرادی
؟ چه چیزی را ؟چگونه؟ وبه چه مقدار؟باید داشته باشند ؟ // رویه های قاعده مند
مقبول معروف:طبق نیازها+حقوق+خواسته ها+سزاواری ها)
13.عدالت گرایی اجتماعی و نیاز مداری رویه گرا : برابرگرایی
سوسیالیستی / لیبرالی سوسیالیستی جدید
131.رویه سوسیالیستیمارکسیستی (از هر فردی طبق توانایی هایش و به هر فردی وفق نیازهایش / به
اندازه فعالیتش )
132. اصل تمایز گذاری میان نیازهای اساسی و خواسته های
ترجیحی (منتقدان نیاز مداری :چون ترجیحفرهنگی اجتماعی است و همگانی؛اولی تر است // معتقدان نیازمداری : نیاز ها
اساسی ترند و براورده سازی آن ها لازم تر// تفکیک گرایان نیاز مدار : لزوم تمایز
گزاری بین نیازهای مبنایی و عام از خواسته های متنوع ذهنی // تنوع گرایان نیاز
مدار : لزوم لحاظ تنوعات نیاز های ملی ،فروملی ،قومی ،گروهی ،فرهنگی ،تاریخی از هم
)
133. رویه لیبرالی سوسیالیستی جدید (قواعد عدالت به مثابه انصاف راولز : حق استفاده برابر و گسترده ازآزادی های همگانی+ساماندهی نابرابری های موجود در
قالب بیشینه کردن کمینه ها +برابرسازی فرصت های اجتماعی برای رسیدن همگان به
موقعیت های اجتماعی مناسب )
*یک مساله پارادوکسی - چالشی و یک دوراهه هنجاری (ظلم بالسویه،عدل است ؟عدل
بالسویه،ظلم است؟// توزیع عادلانه نابرابری ها ؟توزیع ناعادلانه برابری ها ؟)
14.عدالت گرایی اجتماعی و حقوق مداری رویه گرا: نابرابرگرایی لیبرالی / لیبرتاریانی
141.مضمون لیبرالی حق و حقوق (نوزیکی ها در برابر راولزی
ها: میزان ارزش + شایستگی + استحقاق سوژه
مخاطب عدالت// اصالت معیارسخت کوشی+ مهارت + استعداد // اصالت دادن به عدالت رویه
ایوآیینی تا عدالت ماهیتی وهنجاری )//142
.اصول حافظ عدالت رویه ای آیینی نوزیکی (: عادلانه بودن ثروت + انتقال عادلانه و
دریافت عادلانه آن + تصحیح بی عدالتی صورت گرفته )
143 . مضمون لیبرالی فردگرایی مالکیتی مکفرسونی (افراد از
منظر حقوقی و اخلاقی مالک منحصر به فرد محصول توانایی هایشان اند ودر بهره برداری
از ان اولی ترند)
15. عدالت گرایی اجتماعی و استحقاق مداری محافظه کارانه (عدالت
گرایی طبیعی+ عدالت یعنی : سزاواریبه حق
به خاطر نوع انتخاب و نوع رفتار شخص ).
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:25  توسط نجاتی حسینی
|
34.چالش رژیم های سیاسی حاکمیتی : حکومت کردن سنتی دولت مدار
/ حکمرانی جدید جامعه مدار / حکومت مندی نوظهور دولت ستیز – جامعه ستیز مبتنی بر کشمکش قدرت / مقاومت
4.شکل های چالشی دولت ملت ها در جهانی شدن ها / جهانی - محلی
شدن ها / محلی - جهانی شدن ها
41.دولت - ملت سنتی (بسته و محلی )
42.دولت – فراملت (تعدیلی و نسبتا باز
و بسته )
43. فرادولت – ملت ( جهانی و کاملا باز )
44.ملت- فرادولت (رسانه ای اینترنتی بی مهار ).
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:32  توسط نجاتی حسینی
|
*آنتروپوسوفی متدولوژیک (انسان
شناسی فلسفی روشی )در نظریه سیاسی
** بازخوانی
گفتمانی جدید از 2متن: آندره هیوود (1383 )مقدمه نظریه سیاسی،عبدالرحمان
عالم،تهران،قومس/ فصول1-2:نظریه در سیاست و طبیعت بشر"؛کالین
های (1385 )در آمدی انتقادی بر تحلیل سیاسی،احمد گل محمدی ،تهران، نی / فصل
1 و2 : "دیدگاههای
تحلیلی و وجه سیاسی علم سیاست".
1.مساله طبیعت بشری ، فرد وجامعه در سیاست و چرخش نظریه سیاسی:" تجلیل
– تحلیل – تدبیر سیاسی "
11. پنج دوراهه دوگانه dualistic dilemma در نظریه سیاسی
12 . رویارویی و مواجهه تئوریک نظریه
سیاسی متاخر با این دوراهه ها
(تجلیل سیاسی در قالب "
گفتمان ها وایدئولوژی های سیاسی "؛ تحلیل سیاسی در قالب " جامعه
شناسی سیاسی" ؛ تدبیر
سیاسی در " قالب
فلسفه سیاسی").
13.برآیند فرایند ها و مکانیزم های عملی
سازیو تحقق "تجلیل – تحلیل – تدبیر
سیاسی " در
جامعه سیاسی / به واسطه عملکرد رژیمهای سیاسی + ترتیبات سیاسی + حکومت + دولت با " اراده
معطوف به قدرت"
(سیاست ها و سیاست گذاری های عمومی +
دفاعی + امنیتی + نظامی + اجتماعی + فرهنگی +حقوقی +اقتصادی ).
14.پیامد گرایی این برآیندها ، سیاست
ها وسیاست گذاری های معطوف به قدرت در سیاست های مدنی معطوف به : "مقاومت
+تعامل+تقابل "
(سیاست انقلاب +سیاست شورش + سیاست
فرمان شکنی مدنی + سیاست جنبش های اجتماعی + سیاست گروههای داوطلب اجتماعی + سیاست
های هویت ساز جدید مبتنی بر : قومیت گرایی ، جنسیت گرایی ، نژاد گرایی ، ملی گرایی
، زبان گرایی ، مذهب گرایی + شبکه سازی های اجتماعی جدید رسانه ای مجازی از نوع
اینترنتی ).
15. چرخش های جدید در نظریه سیاسی برای
: تجلیل سیاسی + تحلیل سیاسی + تدبیر سیاسی / سیاست های قدرت و مقاومت + سیاست های
تعامل و تقابل جامعه سیاسی و جامعه مدنی
( شکل دادن به خوشه های نظری جدید
مانند: حکمرانی + حکومت مندی + جنبشهای اجتماعیجدید +جامعه مدنی + جهانی شدن + شهروندی + نظم گرایی و نظم ستیزی نوین +
امپریالیزم و امپراتوری/ بسط حوزه های نظری جدیدتر مانند : اقتصاد سیاسی فرهنگ +
سیاست فرهنگی + سیاست اجتماعی / تقویت چشم اندازهای سیاست گفتمانی پست مدرنیستی + سیاست مردم پسند مطالعات
فرهنگی + سیاستاخلاق گفتگویی رهایی
مدرنیته متاخر + پسا سیاست رادیکال / گسترش مرزهای نظری رویکردهای روابط بین الملل
در حوزه های پسا رفتارگرایی + پسانهاد گرایی + پساواقع گرایی +پسالیبرالیزم +پسا سازه
گرایی +پسا فمنیزم ).
***با توجه به توضیحات کلاسی (9-2-88
) دانشجویان درس نظریه سیاسی ،برای جلسه آینده (16-2-88 )آندره هی وود را بر اساس این طرح درسی مطالعه کنند.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:5  توسط نجاتی حسینی
|
طرح های درسی+ مباحث کلاسی + یادداشت های کلاسی : برای دانشجویانم /استفاده با ذکر منبع